ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که گلدان ها را باید آب داد.
ساده است بهره بردن از انسانی
دوست داشتن شب یا احساس عشقی
او را وانهادن و گفتن
که دیگر نمیشناسمش.
ساده است لغزش های خود را شناختن
با دیگران زیستن و به حساب ایشان
و گفتن که: من اینچنینم.
ساده است که چگونه می زییم
باری
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت توسط م ح س ن
|
اینجا از بازی های مردم دنیا خبری نیست