ساده است ستایش گلی

چیدنش

و از یاد بردن که گلدان ها را باید آب داد.

ساده است بهره بردن از انسانی

دوست داشتن شب یا احساس عشقی

او را وانهادن و گفتن

که دیگر نمیشناسمش.

ساده است لغزش های خود را شناختن

با دیگران زیستن و به حساب ایشان

و گفتن که: من اینچنینم.

ساده است که چگونه می زییم

باری

زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم.