دارم به بچه هایی  فکر میکنم که تو این دور و زمونه متولد میشن و اینکه آیا مفهومی به اسم "حریم خصوصی" در آینده چطور واسه شون معنا پیدا میکنه؟!

دیگه ذهن آدم ها هم خصوصی نیست!


هروقت یه برنامه اندروید رو گوشی نصب میکنم و لیست مجوز های دسترسی های اولش رو میبینم ، دلم میگیره از اینکه چطور اینهمه آدم با همدیگه اجازه میدیم که یه سرور به همه اطلاعات شخصی ما دسترسی آنلاین داشته باشه

در ازای یه خدمت کوچیک

مثل یه نرم افزار ساده مثلا

::


هدف از اینکه این وبلاگ اسمش شد دل نگاشته چون قرار بود دل نگاشته باشه واقعا

اما کم کم از این فضا دور شد

یه کم از گیجی خودم ، یه کم هم از فضولی دیگران

این شد که اینجا تبدیل شد به جاییکه توش مطلبایی رو انتشار بدم که ازش خوندن داشته باشن، شعر مقاله کوتاه و یادداشت ها و ...

و نه فقط صرف یه خاطره و دل نگاشته ی احتمالا روز مره


از طرفی خدا بیامرزه پدر سازنده  وان نت رو

یار غارم

هم دم تنهایی ها که  هر از گاهی راحت واسه خودم مینویسم

نه مثل وی چت و فیس بوک و واتس آپ و نیم باز و ... و ... که هزار تا آدم که تو دنیای واقعی ت هم هستن ببین و به روت بیارن و راجع بهت قضاوت کنن

بگذریم، هرچند این حرف ها هم نوشتن نداشت!


::

کاش ذکری یادمان میداد در باب وصال

در مفاتیح الجنانش شیخ عباس قمی...


::

کی میگه من غمگین مینویسم و افسرده م و ازاین چرت و پرتا

فقط داغون م گاهی

که اونم چیزی نیست خوب میشه خودش