فاطمیه امسال هم گذشت...

بعضی حرف ها بازهم تکرار شدند اما همچنان تکراری نشدند

۱۴۰۰سال است فاسد نشده چون حرارت این غم سینه به سینه و نسل به نسل در دل تشیع بیادگار مانده

داغی است که جز با ظهور منتقم التیام نمیگیرد!

خانه ی سردار خیبر، خانه ی کسیکه چندی پیش(درست در روزعیدغدیر) برای آخرین بار به دستور خدا جانشینی اش اعلام شد!

و مردمی که در حضور پیامبرشان بیعت کرده اند،

دم از شورا و انتخاب و دموکراسی و سقیفه می زنند...

 

حاضرند سرور زنهای دوعالم در منتهای غربت،

مظلومانه شهید بشود.

حاضرند یدالله بسته شود و قرآن ناطق سکوت کند.

خار در چشم

استخوان در گلو

 

 

نمیدانم ما دیگر چرا وا رفته ایم،

مگر نشنیده اید:

فاطمه بضعه منی فمن آذاها فقد آذانی

فاطمه پاره تن من و هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است.

نمیفهمم معنی ترس و مصلحت و... چیست که نمیگویند عمر(لعنت الله علیه) پشت در بود و هیزم بدست و ...

آیا در قرآن نخوانده اید: هرکس مومنی را به عمد بکشد جزایش جهنم است!

مگر ابوبکر و عمر (لعنت الله علیهما) به این عمل ننگین شان افتخار نمیکردند!؟

حال فریادمان بلند است به  اتحاد و برادری

 

اتحاد یعنی تمام حقایق تاریخ جای کتمان ظاهر و آشکار شوند.